غلامرضا معصومى

26

سيراف ( بندر طاهرى ) ( فارسى )

سه چشمهء آب دارند . محصولات آنجا گندم و خرما است . نجيرم و خراشى از توابع آنجا هست . » مورخين و جغرافىنويسان تركيب جمعيت يا ساختمان سياسى آن را مشخص نكرده‌اند . اما معلوم است كه ايرانيها ، اعراب ، يهوديها ، هندىها و ساير گروهها ، منجمله افريقائيها ، جمعيت آن را تشكيل ميدادند . دربارهء ساختمان اقتصادى ، اصناف و انبارها و كارخانه كشتىسازى و باراندازهاى آن اطلاعات كمى داريم . تاجران و بازرگانان آنجا مشهور بودند و در هيچ شهر و دريائى كسى از آنان برتر نبود . در قرن دهم ميلادى ، راهنمايان كشتى و تجار سيرافى در تجارت درياى احمر و هند و چين فعالانه شركت داشتند . منابع عربى و ايرانى نشان مىدهند كه ايرانيان بر تجارت سواحل عربستان تا جده و ساير بنادر درياى احمر تسلط داشتند . اصطخرى نوشته است كه اساس تجارت ، جده با ايران است و ايرانيها طبقهء حاكمه هستند و در اين بندر « در كاخهاى باشكوه زندگى ميكنند . » المقدسى ( در حدود 985 - م ) نوشته است كه « بيشتر كاركنان كشتىسازى و كشتيرانى ايرانى هستند . » منابع چينى بطوريكه به جامعهء تجار ايرانى و عرب در كانتون ( خانفو ) در اين زمان اشاره مىكنند ، مخصوصا بندر سيراف را بعنوان بندر سفارش آنها ذكر مىكنند . گاستون ويت ( G . Wiet ) از يك تاجر سيرافى نام ميبرد كه به هندوستان مسافرت كرد و از آنجا نمايندگانش را با « مال استجاره‌اى بارزش پانصد هزار دينار » به چين فرستاد . يك تاجر سيرافى ديگر بنام محمود ابن معاويه المروانى ( در حدود 908 - م ) در نتيجهء كشتى شكستگى مال التجاره‌اى بارزش 000 / 30 دينار را از دست داد . اما تجارت پررونق شرق دور و درياى احمر تنها دلبستگى تجار سيرافى نبود . تجارت افريقاىشرقى نيز به همان اندازه مهم بود . خط سير سيرافيها به ساحل شرقى افريقا خط مستقيمى